تبليغاتX
<BGSOUND src="http://www.bachehayeghalam.com/media/sound/tavashih06.wma" loop=infinite> عاشقی در خون خود غلتیدن است

 

 اما من با شما می گویم چنانکه انسانهای مقدس و راست کردار

نمی توانند به ورای آن قله رفیع که در همه شماست پرواز کنند

همچنین شریران و ضعیفان نیز نمی توانند به مرتبه ای نازلتر از نازلترین

نقطه ای که در همه شما هست فرو افتند

و چنانکه یک برگ درخت نمی تواند بدون آگاهی خاموش همه درخت زرد شود

یک خطا کار نیز نمی تواند بدون خواست پنهانی همه شما مرتکب خطایی شود

شما همه چون قافله ای با هم به سوی گوهر الهی ذات خویش در سفرید

راه شمایید  و راهرو  شمایید

و هنگامی که یکی از شما فرو می افتد, او قربانی آن کس می شود که پشت

سر اوست و هشداری است که به او از وجود سنگهای لغزنده میدهد

او همچنین قربانی آن کس می شود که پیش از او با گامهای چابک و استوار راه

سپرده اما  آن سنگ لغزنده را از جای بدر نبرده است

 

+ نوشته شده توسط nooghteh در جمعه هشتم اردیبهشت 1385 و ساعت 20:54 |

  دیگه غصه خوردنم سیرم نمی کنه
  شدم مثل کویر تشنه یی که ابرای سیاه خسته ی باریدنشن
  مثل یه آوازی که گوشای بی تفاوت براش نقش دروازه رو دارن
  مثل مزه ی تکراری آب واسه سنگای رودخونه
  درست مثل همون کوهی که هر روز دم غروب خورشید و پشتش قایم می کنه
  مثل یه پل کهنه که روزی هزار تا عابر بی خبر از روش رد می شن
  بدبختی ما آدما اینه که عادت کردیم به عادت کردن
  و این تنها دلیل بی تفاوتیه

 

+ نوشته شده توسط nooghteh در پنجشنبه هفتم اردیبهشت 1385 و ساعت 18:39 |